میگن قلب تنها کالاییست که خداوند آنرا شکسته پس میگیرد
پس چرا بر دستان کسی که قلبم را شکست نزنم بوسه؟؟
اگر بارها با خلوص بگویی: دوستت دارم
گرچه احساسات بشری به قدمت نسل بشر است
اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند.
آنچنان عاشق باش که هیچ ایرادی را نبینی
نه آنقدر ببینی که هرگز عاشق نشوی...
آدما بازی رو دوست دارن
این دست ماست که انتخاب کنیم اسباب بازیشون باشیم یا هم بازیشون
like the leaves fall of a tree
i feel your love is dying for me
where is the love you forsake
you forsake you forsake
there is too much blue in missing you
look what you have done to me, my love
Oh, still i cant understand
why you went
so i ask again
why you went
im feeling so lonely
Hold me darling,you know that i really really love you
i feel just the same
so hold me ,dont break me baby
یک نگاه
و عشقی در گذرگاه
این وسوسه تنهایی است
و یک ذهن تلخ اندیش
چون دایه ای دلسوز
که تنهایی را
به دندان بکشد
تا آخرین قطره
تا آخرین نفس
که عشق محکوم به مرگ است...
ای شب از رویای تو رنگین شده سینه از عطر تو ام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک هستیم ز آلودگیها کرده پاک
ای تپشهای تن سوزان من آتشی در سایه ی مژگان من
ای ز گندامزارها سرشارتر ای ز زرین شاخه ها پر بار تر
ای در بگشوده بر خورشیدها در هجوم ظلمت تردیدها
با تام دیگر ز دردی بیم نیست هست اگر جز درد خوشبختیم نیست
ای دل تنگ منو این بار نور ؟ هایهوی زندگی در قعر گور
ای دو چشمانت چمنزاران من داغ چشمت خورده بر چشمان من
پیش از اینت گر که در خود داشتم هر کسی را تو نمی انگاشتم
درد تاریکیست درد خواستن رفتن و بیهوده خود را کاستن
سر نهادن بر سیه دل سینه ها سینه آلودن به چرک کینه ها...
(فروغ فرخ زاد)
به ذهنت توجه کن...
یا تو گذشته است و غصه می خوره یا تو آینده است و با خیالاش حال می کنه.
مهارش کن...
چه جوری؟
همین الآن به صداهای اطرافت توجه کن..
آیا هیچ وقت خوب اونارو دیده بودی؟
ذهن آدم اونقدر تو آینده و گذشته در حرکته که هیچ زمان حالی برای ما نیست.
سعی کن توجهت رو به صداها و بوها معطوف کنی و در توجه بمونی سعی کن یک صدا رو گوش کنی
و گوش دادن رو امتداد بدی.
اگه تونستی زمان حال رو درک کردی...
بازدهی صد در صد یعنی زندگی در زمان حال.
÷س اونو تمرین کن....
بهش فکر نکن چون اون دوباره برات میشه یه گذشته و یه آینده دیگه.
گذشته ای که نداشتی و آینده ای که خواهی داشت و هی در آرزوش می مونی.
تمرین کن فکر نکنی.....
تو سنی که تو توش هستی جنس مخالف چیز خوبیه!منظورم اینه که آدم حواسش میره به سمتش.
دست خودش نیست چون تازه داره درک میکنه که: این چیه؟
خب حالا به نظر تو باید چی کار کرد؟به نظر تو آیا باید رفت توی دلش یا اونو بیاریم تو دلمون؟
یا اصلا میخوای فراموشش کنیم؟ها...نمیشه؟...
راستشو بخوای به نظر من همه چیز توی نگاه اوله!
...منظورم اینه که آدم یه نگاه میکنه خوشش میاد.از اون به بعدش دیگه تصوره.هی تصور و تصویر...
اون تصویر روزی صد بار میاد و می ره...
هی به ذهن فشار میاره...
البته خب تصویرش لذت بخشه و آدمو تخریر میکنه...
یه موقعی میشه که آدم اونقدر توی تصور و خیالش پیش میره که معشوق ذهنی و واقعی خیلی با هم متفاوت میشن...
نتیجه اخلاقی اینکه وابستگی به فرد و شی و اجناس موافق و مخالف ناشی از تکرار تصویر و خیال است.
آدم وقتی که غصه داره (کنکور داره) دوست داره به خیالش پناه ببره تا آروم بشه.
به نظر تو اعتیاد تعریفش چیه؟
گل من
سکوت زادگاه حرفهای بزرگ است....
من به امید تو آغاز شدم و پایانم هم تویی.........
تمام نا تمام من ....
با تو تمام میشوم..........
شب هجر است بس قصه دراز است امشب
وای بر آنکه مرا محرم راز است امشب
یکی بود ......یکی نبود
یکی دیوونه بود .......یکی دیوونه شد
یکی دل برد ........ یکی دل باخت
یکی خندید و اشک ریخت
یکی گریه کرد و اشک نریخت
یکی رفت ...... یکی موند
اون که رفت .. در یاد موند
اون که موند .. از خاطر رفت
یکی فهمید ........ یکی نفهمید
.
.
کاش او هم فهمیده بود !
چشمانم!
چه مظلومانه در جستجوي نگاهيست.
دستانم!
چه غريبانه درپي لمس دستي ست.
اما............!!!
بگوييد به چشمان خيسم، و
به دستان سردم
نیست آنچه در پی آنید
بازیچه ی دست روزگار
اينبار ….. شماييد.
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی خیلی سخته
یه غریبه به دلت یه وقت بشینه بعد اون بگه که هرگز نمیخواد تو رو ببینه






